ا- ویرگول (،)

به ویرگول «کاما »و «درنگ نما» نیز  گفته می شود که نشانه مکث یا وقفی کوتاه است و آن را اغلب در موارد زیر به کار می برند:

الف) در بین عبارت ها و جمله های غیر مستقلی که با هم در حکم یک جمله کامل باشد، چنانکه : آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است.

ب) در موردی که چند کلمه دارای اسناد واحدی باشد. چنانکه :فردوسی ، مولوی ، سعدی و حافظ از بزرگترین سخنوران ایران هستند.

ج) در میان دو کلمه احتمال داده شود خواننده آنها را با کسره اضافه بخواند یا نبودن ویرگول موجب غلط خوانی گردد ؛ چنانکه :پدر ، قلی آمد

د) به منظور جدا کردن بخشهای مختلف یک نشانی یا مرجع یا ماخذ یک نوشته ؛ چنانکه : تهران ، خیابان دکتر علی شریعتی ، کد پستی 19395، کوچه ناهید ، شماره 87.

2- نقطه بند یا نقطه ویرگول (؛)

نقطه ویرگول ، نشانه وقف یا درنگ و مکثی است طولانی تر از ویرگول و کمتر از نقطه ؛ و بیشتر در موارد زیر به کار می رود :

الف) برای جدا کردن جمله ها و عبارت های متعدد یک کلام طولانی که به ظاهر مستقل اما در معنی به یکدیگر وابسته و مربوط باشند ؛ چنانکه : قطره اشک گفت: نخستین بار تبسمی بودم ؛ مدتی دوستی نام داشتم ؛ اکنون اشک نامیده می شوم .

ب) در جمله های توضیحی ، پیش از کلمات یا عباراتی چون « اما » ، « زیرا» ، « چراکه » ، « یعنی » ، « به عبارت دیگر » ، « برای مثال » و مانند آنها ؛ به شرط آنکه در جمله های پیش از آنها کامل و غالبا طولانی باشد ؛ برای نمونه : مال و جاه هیچ گاه نمی توانند آرام بخش روان انسان باشند ؛ چراکه تنها با یاد خدا دل ها آرام می یابد .

3-  نقطه ( . )

مهمترین کاربرد نقطه بدین قرار است :

الف) در پایان جمله های کامل خبری و برخی از جمله های انشایی ؛ چنانکه : شاید این کار به نفع تو باشد.

ب) بعد از حرفی که به عنوان نشانه یا علامت اختصاری به کار رفته باشد ؛ چنانکه : خواجه نصیر الدین طوسی متوفی به سال 672 ه . ق( هجری قمری )  ت . ت . ب ( تاکسی تلفنی بستک )

ج) بعد از شماره ردیف یا حروف؛ چنانکه : 1.2.3. یا الف . ب . ج . ( در این مورد از خط فاصله (- ) یا هلال (( )) نیز استفاده می شود .) در صورتی که دو جمله کامل با «واو» به یکدیگر معطوف می شوند ، نقطه فقط در پایان جمله دوم آورده می شود ، چنانکه : دست و پایم سخت گم کرده بودم و خود را در دریایی از یأس و نومیدی غوطه ور می دیدم . 

4- دو نقطه (: )

از این نشانه ، بیشتر در موارد زیر استفاده می شود :

الف) پیش از نقل قول مستقیم ؛ چنانکه : رسول اکرم (ص) می فرماید : مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان وی در امان باشند .

ب) پیش از بیان تفصیل مطلبی که به اجمال بدان اشاره شده است ؛ چنانکه : لقمان را گفتند : ادب از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان : هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد ، از فعل آن پرهیز کردم .

ج) بعد از واژه یا لغتی که معنی ان در برابرش نوشته می شود ؛ چنانکه :            برد :  سرما                صیف : تابستان

د) بعد از کلمات تفسیر کننده از قبیل « یعنی » ، « چنانکه » ، « برای مثال » ، «عبارتند از» و نظایر آنها ؛ چنانکه : برخی از عوامل موفقیت عبارتند از : 1) توکل به خدا 2) اعتماد به نفس 3) تلاش و کوشش .

5- گیومه (« » )

این نشانه ، در اکثر موارد برای نشان دادن آغاز و پایان سخن کسی غیر از نویسنده است که در اثنای نوشته وی آمده؛ یا برای مشخص تر کردن و برجسته نشان دادن کلمه یا اصطلاحی خاص به کار می رود و موارد مهم استفاده از آن به شرح زیر است :

الف) وقتی که عین گفته و نوشته کسی را در ضمن نوشته و مطلب خود می اوریم ؛ چنانکه : سعدی می گوید: « هرکه سخن نسنجد ، از جوابش برنجد »

ب) در آغاز و پایان کلمات و اصطلاحات علمی و یا هر کلمه و عبارتی که می خواهیم آن را مشخص و ممتاز از دیگر نشان دهیم ؛ چنانکه : کلمه «کالچر » انگلیسی را در فارسی ، معدل «فرهنگ » دانسته اند .

ج) در ذکر عنوان مقاله ها ، رساله ها ، اشعار ، روزنامه ها ، آثار هنری و فصل ها و بخش های مختلف یک کتاب یا نوشته ؛ چنانکه : باب هشتم گلستان سعدی ، « در آداب صحبت » است .

6- سه نقطه ( ... )

این علامت برای نشان دادن کلمه یا کلمات یا عبارات یا جمله های حذف شده و یا افتادگیها به کار می رود ، خواه در اول مطلب باشد یا وسط یا آخر ؛ چنانکه: چیز هایی نظیر قلم ، مداد ، پاکن و ... را لوازم التحریر می گویند .

7- نشانه تعجب ( ! )

علامت تعجب ، تنها نشانه تعجب و شگفتی نیست ، بلکه بیشتر در پایان جمله هایی می آید که یبان کننده یکی از حالات خاص و شدید عاطفی یا نفسانی است ؛ از قبیل «تعجب » ، « تاکید » ، « تحسین » ، « تحقیر » ، « تنفر » ، « ترحم » ، « استهزا » ، « شک و تردید » ، « امر و نهی » ، « تهدید » ، « حسرت » ، « آرزو » ، « درد و الم » ، « دعا » ، « تنبیه » ، «تأسف » ، « ندا و خطاب » و جز آنها ؛ چنانکه : چه عجب ! عجب آدم ریاکاری ! آفرین بر این همه ذوق و سلیقه ! دست مریزاد ! دریغ است ایران که ویران شود ! آقا هنر کرده ! جایزه هم می خواهد !

8- نشانه ی سوال ( ؟ )

موارد استفاده از این نشانه به قرار زیر است :

الف) در آخر جملات و عبارات پرسشی مستقیم ؛ چنانکه : کدام را می پسندی؟ سبز یا آبی ؟

ب) گاه علامت سوال را برای نشان دادن تردید و ابهام در داخل پرانتز می آورند؛ چنانکه : برخی تاریخ وفات سنایی را سال 525 (؟) نوشته اند . در پایان جمله های پرسشی غیر مستقیم از علامت سوال استفاده نمی شود بلکه نقطه می گذارند ؛ چنانکه : استاد از دانشجو پرسید که آیا کتاب را خوانده است