علل بی انضباطی در دانش آموزان وراهکارهایی برای پیشگیری
1- خستگی: گاهی اوقات خستگی و عدم تنوع برنامه موجب کسالت می شود. و دانش آموز را به بدرفتاری و عدم رعایت مقررات وادار می کند. و در مواردی که برنامه بیش از توانایی دانش آموز و یا خیلی ساده وابتدایی است خستگی ایجاد می کند.
2- بی محبتی وعدم توجه: نوجوانان علاقمند به توجه و محبت دیگران است و میخواهد به طریقی مورد توجه واقع شود درصورتی که با دقت در رعایت مقررات نتواند توجه بزرگترها را نسبت به خود جلب کند.اغلب متوسل به رفتار ناپسند میشود تا بدان طریق جلب توجه نماید.زیرا اغلب واکنش بزرگترها در برابر بی انضباطی دانش آموز با خشونت و توبیخ همراه است که آ ن هم نیز خود نوعی توجه محسوب می شود که از بی تفاوتی بهتر است
3- ضعف جسمانی: گاهی اوقات بی انضباطی و عدم رعایت مقررات از طرف دانش آموز ناشی از ضعف جسمانی اوست .زیرا دانش آموز ضعیف و ناتوان آستانه دقت و توجه شان کوتاه است به زودی خسته می شود و تحمل بسیاری از قوانین و مقررات را ندارد.
4- سرخوردگی: در مواردی که انجام به تکالیف مدرسه و یا بر آوردن تقاضاهای پدر و مادر بیش از حد توانایی نوجوان است و او نمی تواند خود را به سطح خواسته های آنها برساند با شکست مواجه می شود و احساس بی لیاقتی و در نتیجه سرخوردگی و سستی می کند و این سرخوردگی ها که اغلب به بی تفاوتی و عدم رعایت مقررات منتج می شود.
5 - مقررات بیجا و نامناسب: گاهی دیده می شود در بعضی از مدارس مقررات خشک و نابجایی حکمفرماست و اولیای مدارس نوجوانان را به انجام آن ملزم می کنند و اگر چنانچه مقررات صحیح و مناسب با توانایی جسمی و روانی دانش آموزان نباشد دیر یا زود فراموش می شود و مراعات نخواهد شد.
6- عدم ثبات در مقررات: گاهی اوقات بی انضباطی دانش آموزان به علت عدم ثبات در مقررات است. به این ترتیب که پدر و مادر و مربیان آموزشگاه مقرراتی را وضع می کنند ولی خود آنها را انجام نمی دهند. بدین ترتیب مقررات در نزد دانش آموزان سست و بی اعتبار می شوند. به این معنی در مواردی دانش آموزان را ملزم به اجرای آنها می کنند و گاهی اوقات توجه به اجرا و عدم اجرای مقررات ندارند. نوجوان در این قبیل موراد نمی داند که در واقع آموزشگاه از او چه انتظاری دارد و وی چگونه رفتاری باید داشته باشد.
7- عدم هماهنگی: عدم هماهنگی بین مقررات و تقاضای پدر و مادر در خانه و اولیای آموزشگاه نیز اغلب موجب سردرگمی و بلاتکلیفی و در نتیجه عدم رعایت مقررات از سوی دانش آموز می شود. چنانچه خانه و آموزشگاه از یکدیگر حمایت کنند و مقرراتشان هماهنگ باشد دانش آموز مقررات را بهتر می پذیرد و انجام می دهد و احترام پدر و مادر و معلم نزد او محفوظ می ماند.
دانش آموز نمونه کيست؟
دانش آموز نمونه کسی است که با دقت مطالب را یاد بگیرد و حرمت معلم را حفظ کند و نکات زیر را که در احادیث بدانها اشاره شده، رعایت کند.
شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: علم چه حقی دارد؟ ما حقّ العلم؟
آن حضرت فرمود:
1. سکوت و توجه داشتن: ألانصات له.
2. خوب به درس گوش کند: ألاستماع له2.
3. دانش را خوب به دل بسپارد و کاملاً آن را فرا بگیرد: الحفظ له.
4. به علمی که آموخت، عمل کند: العمل به.
5. علمی را که آموخته به دیگران هم بیاموزد: نشره1.
6. استاد را تکریم و احترام نماید. امام سجاد علیه السلام فرمود: التعظیم له.
7. حرمت کلاس درس را نگه دارد: و التوفیر لمجلسه.
8. در کلاس رو به استاد بنشیند و خوب گوش دهد: حسن الاستماع إلیه و الإقبال علیه.
9. صدایش را از صدای استاد بلندتر نکند و داد نزند: لاترفع علیه صوتک.
10. در سخن گفتن بر استاد پیشی نگیرد: لاتجیب احداً یسئله عن شئ.
11. در کلاس با کسی حرف نزند: و لاتحدث فی مجلسه أحداً.
12. نزد استاد از کسی بدگویی نکند: ولاتغتاب عنده احداً .
13. اگر کسی از استاد بدگویی کرد، از استاد دفاع کند: و أن تدفع عنه إذا ذکر عندک بسوء.
14. ایرادها و اشکالهای معلم را بپوشاند: و تستر عیوبه (آبروداری کند).
15. صفات خوب معلم را برای دیگران بیان کند: و تظهر مناقبه.
16. با دشمنان معلم دوست نشود و با دوستانش دشمنی نکند: و لاتجالس له عدوّاً ... .
17. در حضور معلم با کسی در گوشی حرف نزند(پچپچ نکند): ولا تسار فی مجلسه.
18. در برابر معلم و استاد کاملاً کوچک و متواضع باشد.
19. در برابر معلم با دست به کسی اشاره نکند: و لاتشیر عنده بیدک2.
20. بر خلاف نظر استاد از کسی مطلبی نقل نکند.
21. اگر کلاس طولانی شد، اظهار خستگی نکند.
22. خدمتگزار استاد باشد: إذا رایت عالماً فکن له خادماً.
23. به علم و کتاب درس احترام بگذارد: من وقر عالماً فقد وقر ربّه3.
24. دانش و معلومات خود را زیاد نداند: و لایستکثر ما علم4.
25. درسها را زیاد تکرار کند تا از یاد نبرد: لافقه لمن لا یدیم الدرس5.
26. برای یادگیری وقت کافی بگذارد. حضرت خضر به حضرت موسی علیه السلام فرمود:
تفرغ للعلم إن کنت تریده فإنّما العلم لمن تفرغ له6؛ اگر طالب علم هستی برای یادگیری آن وقت بگذار.
27. از کتابها حفاظت کند و به کتاب احترام بگذارد.
28. در کلاس درس با وضو و طهارت باشد.
29. قصدش از یادگیری عالم شدن و خدمت کردن باشد و نه شغلی دست و پا کردن.
30. و بالاخره انگیزه او برای آموختن، ارزش علم باشد و نه مدرک و فخر و مباهات کردن.
اگر دانش آموزی امتیازات فوق را کسب کرد، او دانش آموزی موفق و نمونه است که آینده ای
روشن در پیش روی او است.
چگونه با دانشآموزان بیانضباط برخورد کنیم
سعی کنیم با دانشآموزان بیانضباط، آرام، خونسرد و حرفهای برخورد کنیم. این نکته خیلی مهمی است زیرا اگر مأمور پلیسی وسیله نقلیه ما را به خاطر رعایت نکردن قوانین رانندگی جریمه کند حق اجرای قانون انتظامی دولتی را دارد یعنی صدور برگه جریمه، ولی حق تحقیر و رجزخوانی و سرزنش شما را ندارد. در مورد دانشآموزان بیانضباط هم عیناً همین است ما در حیطه وظایف خود حق اجرای برنامه انضباطی را داریم ولی نباید با فریاد زدن و حرکت انگشت، یا نگاههای تهدیدآمیز و یا تعابیر نیشدار و.... مورد بیانضباطی را به دانشآموز بگوییم. اگر برخورد ما با خونسردی و همراه با ریشهیابی باشد احتمال بیشتری دارد تا دانشآموز متوجه رفتارش شود زیرا ما میخواهیم با دانشآموزان تا پایان سال تحصیلی در مدرسه، با هم باشیم. اگر ما از دست دانشآموز، از حال طبیعی خود خارج شویم دیگر نمیتوانیم به دانشآموز تسلط داشته باشیم. ما هنگام برخورد با دانشآموز بیانضباط باید آرام و خونسرد باشیم چرا که دانشآموزان از رفتار ما الگوگیری میکنند.
کمتوجهی به دانشآموزان، به صورت ناتوانی در ادامه دادن یک تکلیف خاص آشکار میشود. دانشآموزانی هم در مدرسه هستند که معمولاً بیشفعال هستند که هم خانواده از دست چنین دانشآموزانی ناراضی است و هم مدرسه.
این دانشآموزان در مدرسه، از دستورها اطاعت نمیکنند عملکردی تکانشی دارند و تحریکپذیر و خشن هستند. چون این دانشآموزان چنین مشکلاتی را دارند با هم سالان خود و خواهر و برادرشان مشکل دارند بعداً ممکن است در اجتماع دچار تنهایی و گوشهگیری شوند. این افراد از فعالیتهایی که نیازمند کاربرد نظم و انضباط مداوم و کوشش ذهنی و تقاضاهای سازمانی یا تمرکز حواس است، اجتناب کرده و یا بدشان میآید. این دانشآموزان در کلاس درس حواسشان به راحتی توسط محرکهای ناآشکار منحرف میشود و در نتیجه هر محرک بیاهمیتی کار و فعالیت آنها را قطع کرده و باعث بیانضباطی در مدرسه میشوند.
راههایی جهت پیشگیری از بی انضباطی ( نظم غیر استبدادی ) در دانش آموزان :
* قواعد مربوط به خانه و مدرسه که از قبل طراحی و اعلام شده اند باید با ثبات باشند و به شیوه ی ثابتی به اجرای آنها تاکید شود و جز در موارد استثنایی نباید نقص شود مثلا اگر به کودک گفته شد شما بایستی ساعت ٩ شب به رختخواب بروی و بخوابی نباید هر روز این ساعت را تغییر داد.
* از طعنه ، تمسخر و شیوه های دیگر که به تحقیر در انظار عمومی منجر می شود باید اجتناب کرد.
* والدین و مربیان باید سعی کنند علل زیر بنایی بی انضباطی را کشف و در رفع این علل بکوشند.
* انجام تکالیف و کارهای اضافی را نباید به عنوان شیوه های تربیتی به کار برد.
* مربیان با ارائه توضیحات کافی باید مطمئن شوند که همه ی کودکان از قوانین و مقررات وضع شده ، آگاهی کافی دارند.
* تنبیه باید متناسب با جرم باشد ، مثلا برای تخلف های جزئی نباید تنبیه سخت به کار گرفت.
* باید عواملی که سبب خستگی ، دلزدگی کودکان می گردد از محیط زندگی آنان حذف کرد.
* معلمان در کلاس از شیوه های تدریس موثرتر استفاده نمایند ، به صورتی که کلاس یکنواخت نباشد.
* والدین و مربیان باید خود نیز الگوی مناسبی در رعایت نظم و انضباط باشند.
* وقتی والدین و مربیان اشتباه می کنند باید به شکل خاصی غذرخواهی کنند.
*باید در مورد بی انضباطی کودک به طور خصوصی با او صحبت کرد.
* تشویق یا تنبیهی که وابسته به رفتار نباشد یا آشکارا با رفتار خاصی مناسبت نداشته باشد، تاثیر کمتری د ارد ، از این رو نباید کودکان را با عباراتی چون " با ادب باش " یا " خوب باش " نصیحت کرد، در عوض آن ها باید هدایت شوند که به رفتار مشخصی بپردازند و دلیل انجام آن رفتار نیز باید ذکر شود.
* معلمان باید هر چه زودتر نام دانش آموزا را بیاموزند شاید بهتر این باشد که آنها تا آن جا که می توانند اطلاعاتی نیز در باره ی فرد فرد دانش آموزان به دست آورند.
* می توان به منظور پیشگیری و کاهش خشونت بدنی در مدارس، راههایی را مطرح و پیشنهاد کرد. در سطح مدرسه از دو طریق می توان مداخله کرد: اول ایجاد خط مشی و سیاست رفتاری در مدرسه که بر اساس آن قواعد انضباطی و چگونگی رفتار مناسب و مورد انتظار در مدرسه تعیین، پیشگیری و تشویق می شود. دوم، بازسازی حیاط مدرسه با مشارکت دانش آموزان است. مشارکت دانش آموزان مدرسه سبب از میان رفتن رابطه نادرست قوی و ضعیف یا بزرگتر و کوچکتر بودن می شود.
نتیجه :
- والدین در انجام وظایف تربیتی خود هرگز نباید دچار ضعف و عاطفه ی غیر منطقی و غیر معقول شوند و به خواست های غیر صحیح کودکان گوش فرا دهند ، بلکه با آگاهی های لازم فرزندان را قانع سازند تا از توقعات غیر منطقی پرهیز نمایند.
- نوجوانانی که با والدین خود روابط صمیمانه تری دارند احتمال کمتری وجود دارد که به سوی ساختارهای مخاطره آمیز کشیده شوند واحساس ارزشمندی بیشتری خواهند کرد و به خواست های والدین واکنش مثبت نشان خواهند داد.
- توجه به رفتارهای مثبت فرزندان و برجسته کرده آن و خود داری از سرزنش باعث تقویت خود پنداری شده و به تدریج این روش کمک می کند تا رفتارهای مطلوب تقویت و رفتارهای ناپسند محو گردند.
- ورزش کردن روزانه و فرستادن فرزندان به کلاسهای مورد علاقه ی خودشان از قبیل ورزش فرهنگی و هنری و.... می تواند یکی از راههای عدم بروز بی انضباطی و اخلال گری در فرزندان باشد.